شاید تا به الان آگاه شده باشیم که مفاهیم نمادهایی که در ایران باستان نشانه های “خوشبختی” بوده است ، به درستی خود را نشان داده اند. روزی که مردم ایران فریاد زدند “رضا شاه روحت شاد” ، اندکی بعد پیکر مومیایی شده او در یک حفاری پیدا شد! یا دیر زمانی بود که مرغ “هما” یا همای سعادت که نماد “نیک بختی” است دیده نشده بود. چند سال قبل آن مرغ دیده شد و به فال نیک گرفته شد! یاد فال حافظی افتادم که سیاهکار ضحاک ایرانی در ترکیه گرفت، در آمد که :” خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل” ، همه نشانه ها کامل بود. ضحاک ایران و مهره های او روز به روز بدبیاری و نگون بختی بیشتری می آوردند و بر من واضح بود که مرغ همای سعادت که ناشی از بیداری مردم ایران بود ، کار خودش را کرده است. ضحاکیان دست به طلا می زدند مبدل به خاکستر می شد. نشانه های بی نهایت ، کمک آن هستی بخش ، اهورامزدا ی ایران زمین را نوید میداد که به قول سعدی خوش سخن شیرازی ، “ابر و باد و مه و خورشید و فلک در …” ، اجازه بدهید بقیه را من بنویسم نه به شعر که به نثر : ” … در راهند و زمین و زمان دست به دست هم داده اند که این سیاهی و جور و فساد ریشه کن شود ، همه را داریم میبینیم، آفتاب روبرو است و چشم ها بازند! تابش اهورامزدا بر خاک میهن آغازیده است. صبور بر طلوع نور باشیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *