✍️

اردشیر بابکان

در طی چند روز گذشته پوتین فرمان حمله به اوکراین را داد و بلافاصله چند ساعت بعد در ساعات آغازین پنج شنبه ۲۴ فوریه تهاجم به کشور اوکراین از شرق، جنوب شرق و شمال با همکاری بلاروس انجام شد. پیش از ورود به موضوع این مقاله ابتدا به طور مختصر به معرفی کشور اوکراین می پردازیم. کشور اوکراین به لحاظ مساحت پس از روسیه دومین و بزرگ‌ترین کشور در اروپا محسوب میشود. این کشور با کشورهای بلاروس در شمال، لهستان، اوسلواکی و مجارستان در غرب، رومانی و مولداوی در جنوب و همچنین مرز مشترک با دریای سیاه دارد. مساحت این کشور ۶۰۳۶۲۸ کیلومتر مربع است که جمعیتی حدود ۴۳ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر را در خود جای داده است که هشتمین کشور پر جمعیت در اروپا محسوب میشود و پایتخت آن شهر کیف (Kyiv) است. پس از حمله مغول ها در قرن ۱۳ به این کشور، اوکراین دچار فروپاشی شد و توسط قدرتهای چندگانه شامل لهستانی ها، لیتوانی ها، اتریشی ها، مجارستانی ها، امپراطوری عثمانی، و روس‌ها اداره می‌شد. در اواخر قرن ۱۷ و اوایل قرن ۱۸ میلادی این کشور بین لهستان و روسیه تقسیم شد اما پس از انقلاب روسیه جنبش ملی اوکراین برای استقلال این کشور شروع شد و در نتیجه آن در ۲۴ ژون سال ۱۹۱۷ جمهوری خلق اوکراین توسط سایر کشورهای جهان مورد شناسایی قرار گرفت و عضوی از اتحاد جماهیر شوروی سابق بود. اوکراین سرانجام استقلال خود را پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ مجددا بدست آورد. پس از استقلال، اوکراین اعلام یک کشور بی طرف کرد و رابطه نظامی با روسیه را محدود نمود اما سعی کرد تا بتواند عضو پیمان ناتو در سال ۱۹۹۴ شود. پس از آن که رئیس جمهور وقت اوکراین ویکتور یانکوویچ در سال ۲۰۱۳ تصمیم به منحل کردن پیمان همکاری اروپا و اوکراین گرفت و بدنبال رابطه نزدیکتر اقتصادی با روسیه شد اعتراضات گسترده ای در اوکراین شکل گرفت که چندین ماه ادامه پیدا کرد و با انقلاب مردم این کشور یانکوویچ از قدرت خلع شد و دولت جدید اوکراین به روی کار آمد. این حوادث موجب شد که پوتین تصمیم بگیرد چند ماه بعد در سال ۲۰۱۴ به جزیره کریمه لشکرکشی کرده آنجا را اشغال نماید و نهایتا حمله گسترده به تمامی کشور اوکراین را نیز در چند روز قبل یعنی در فوریه ۲۰۲۲ آغاز کرد. کشور اوکراین در سال ۲۰۱۶ درخواست منطقه آزاد تجاری و گسترده با اتحادیه اروپا کرده است. این کشور هفتاد و‌ چهارمین کشور در حال توسعه از نظر شاخص های توسعه انسانی در جهان و از فقیرترین کشورهای اروپایی به حساب میاید. اما بدلیل حاصل خیز بودن از نظر کشاورزی، از بزرگ‌ترین صادرکنندگان غلات در جهان محسوب میشود. آنچه اینک این روزها مطرح میشود طرح موضوع دفاع از حقوق بشر برای مردم بی دفاع اوکراین و حفظ دمکراسی در این کشورتوسط سایر کشورهای جهان و بویژه قدرتهای غربی در اروپا و امریکا است. اینکه ولادیمیر پوتین شخصیتی دیکتاتور است و مانند بسیاری از شرکای خویش منجمله حاکمان فاسد جمهوری اسلامی در ایران، ناقض حقوق بشر و دمکراسی است و اینکه تهاجم گسترده ارتش روسیه به دستور پوتین به اوکراین نقض مقررات بین المللی است و ممکن است مشمول جنایات جنگی گردد و اصولا تهاجم نظامی و جنگ را بابد محکوم کرد نیز در آن تردیدی نیست. موضوع مهمی که اینک باید بدان توجه کنیم فریادهای سینه چاکان حقوق بشر دنیا بویژه اتحادیه اروپا، اعضای پیمان ناتو، آمریکا و چندین کشور دیگر در جهان و حتی سازمان ملل و شورای امنیت این سازمان برای اعلام نقض حقوق بشر و دمکراسی در اوکراین توسط روسیه است که جای بحث‌ و دقت نظر دارد. دفاع از حقوق مردم اوکراین ارزشمند است و در این موضوع هیچ تردیدی نیست. اما اینک این پرسش مطرح میگردد مدافعان حقوق بشری که اینک فریادهایشان بلند شده است باید بیاد بیاورند همین چند ماه قبل با خروج نیروهای نظامی آمریکا و تقدیم افغانستان به طالبان موجب گردید که از آن زمان تاکنون تعداد بسیاری جان خود را بدلیل همین موضوع نقض حقوق بشر از دست بدهند و در شبکه های اجتماعی و رسانه ها از این نقض گسترده حقوق مردم افغانستان سخنی گفته نمی شود. غمگین تر آنکه مردم افغانستان که همه چیز خویش را از دست رفته می دیدند و می دانستند مدعیان حقوق بشر آنان را دو دستی تقدیم حکومت عقب افتاده اسلامی و آدمکش طالبان داده اند برای نجات جان خویش به بال های هواپیماهای در حال پرواز آویزان شده بودند تا مگر روزنه امیدی برای نجات پیدا کنند اما در آن زمان چشمان شورای امنیت سازمان ملل و کشورهای اتحادیه اروپا و امریکا به این نقض گسترده کاملا بسته شده بود.

مساله نقض حقوق بشر در افغانستان سال هاست که پابرجاست و در ماههای گذشته شدت یافته اما حامیان حقوق بشر غربی و شرقی در این خصوص نه تنها سکوت کرده اند بلکه با پذیرایی از مشتی از حاکمان آدمکش طالبانی در کشورهایشان و انداختن فرش قرمز برایشان مشغول امضای توافق نامه هایی برای تامین منافع اقتصادی خود هستند و آنچه در این میان گم شده همین حقوق بشر است. نمونه هایی از این دست کم‌ نیستند از جمله کشور عزیزمان ایران که ۴۳ سال است بیشترین میزان اعدام در جهان را دارا است و بیشترین تعداد قتل روشنفکران، دگراندیشان، نویسندگان و روزنامه نگاران توسط رژیم فاسد اسلامی در ایران به وقوع میپیوندد اما همین کشورهایی که اینک برای اوکراین اشک تمساح میریزند در مقابل جنایات حکومت اسلامی در ایران نه تنها سکوت کرده اند بلکه با ارسال صندوق های دلار به تهران دست حکومت فاسد و تروریست پرور را برای ادامه جنایات و آدمکش هایش در ایران، سوریه، عراق، لبنان و قتل مخالفانش در خارج از کشور بیشتر باز گذاشتند. نمونه دیگر در کشور سوریه است که پس از قیام میلیونی مردم سوریه بر علیه حکومت فاسد بشار اسد، این رژیم فاسد، آدمکش و ناقض حقوق بشر با دخالت مستقیم حکومت های فاسد جمهوری اسلامی و روسیه و شخص پوتین و دخالت غیر مستقیم کشورهای غربی با بر جای گذاشتن میلیون ها تن آواره و کشتار انسانها ‌‌بویژه کودکان وضعیت سیاسی خود را با کمک آنان حفظ کرد و هیچ اعتراضی به حضور مستقیم نیروهای سپاه قدس سپاه پاسداران حکومت جمهوری اسلامی به سرکردگی قاسم سلیمانی و همچنین ارتش روسیه و دخالت کشورهای غربی در آنجا به عمل نیامد. اگر بخواهیم به یادآوری نمونه هایی اینگونه بپردازیم مقاله ای بسیار طولانی خواهد شد. باید به این موضوع نیز اشاره کنیم که کشورهایی که اینک مدافع مردم اوکراین شده اند پیش از حمله ارتش روسیه به اوکراین در جریان تصمیم پوتین بودند و تلاش کردند تا فرصت باقی است شهروندان و دیپلمات‌هایشان را از کشور اوکراین به خارج از این کشور هدایت نمایند و در ان روزها اقدام موثری که پوتین را از تصمیمش منصرف نماید بعمل نیاوردند. نکته قابل تأمل اینکه همین کشورهای مدافع حقوق بشر هنوز سخت ترین اقدامات برای بازداشتن و متوقف کردن ارتش آدمکش و ضد بشر پوتین به عمل نیاورده اند آنان تحریم های اقتصادی و سیاسی را بر علیه روسیه به اجرا گذاشته اند که در کوتاه مدت پاسخ مناسبی برای مردم آواره اوکراین نخواهد داشت و از طرف دیگر آنکه قطع ارتباطات مالی بانک‌های روسیه از سیستم SWIFT همچنان اتفاق نیفتاده است! علاوه بر موضع نه چندان قدرتمند کشورهای مدافع حقوق بشر در ارتباط با موضوع اوکراین نباید از یاد ببریم که جلسه شورای امنیت سازمان ملل نیز برگزار گردید و بسیار ضعیف نشان داد زیرا روسیه عضو دائم این شورا از حق وتوی خویش استفاده کرد. سازمان ملل در حال حاضر هیچ راهکاری برای بیرون انداختن روسیه بعنوان کشور متجاوز به اوکراین از شورای امنیت این سازمان ندارد لذا امیدی به اینکه این سازمان نیز بتواند برای مردم آواره و بی دفاع اوکراین اقدام ضربتی و در خور کرامت انسانها انجام بدهد بسیار دور از انتظار است. با توجه به مواردی که شرح آن رفت پرسش این است که چه تفاوتی در مورد نقض حقوق مردم ایران توسط حاکمان فاسد اسلامی بمدت ۴۳ سال با نقض حقوق مردم اوکراین توسط ارتش روسیه وجود دارد؟ چه تفاوتی بین کشته شدن مردم ایران توسط گلوله های جنگی در اعتراضات صلح آمیز مردم ایران با قتل مردم اوکراین توسط گلوله های جنگی ارتش پوتین وجود دارد؟ چرا در نقض حقوق بشر مردم افغانستان توسط رژیم عقب افتاده طالبان و قتل هزاران کودک سوری و مردم بی گناه سوریه در اعتراض به حکومت آدمکش بشار اسد هیج کدام از مدعیان امروز دفاع از حقوق مردم اوکراین نه تنها فریاد برنیاورند بلکه با این حکومت ها همراه نیز شدند. برخورد کشورهای غربی و شرقی و مدافعان حقوق بشر ‌و دمکراسی با موضوع نقض حقوق بشر در کشورهای مختلف از جمله ایران تحت حاکمیت جمهوری فاسد اسلامی که در نقض حتی حقوق ابتدایی انسانها بدترین سابقه را در جهان دارد نشان میدهد که متاسفانه این کشورها از این موضوع به شکلی که منافع آنان اجازه می دهد استفاده میکنند و در این مسیر نیز نه تنها با قدرت استفاده نمیکنند بلکه تبعیض آمیز هم برخورد میکنند ‌و رفتارشان دوگانه و چندگانه است! مردم اوکراین باید متوجه باشند که کشورهایی که با نام دفاع از آنان اینک در رسانه هایشان سر و صدا به راه انداخته اند در مقابل نقض حقوق انسانها در ایران، افغانستان، کره شمالی، ونزوئلا و بسیاری دیگر از مناطق دنیا بگونه ای دیگر و مشکوک اقدام کرده اند. مردم بیگناه اوکراین باید بدانند این مدعیان حقوق بشر بسیار قویتر می توانستند در مقابل ماشین آدمکش و متجاوز پوتین عمل نمایند اما بیشتر تلاش کردند سر و صدای رسانه ای ایجاد نمایند.

همچنین اقدام دولت فاسد جمهوری اسلامی در تایید اقدام پوتین در اوکراین در آینده می‌تواند برای استقلال و تمامیت سرزمینی ایران خطرناک باشد زیرا اقدام پوتین با تحریک جدایی طلبان در شرق اوکراین آغاز شد. اوکراین عضویت ناتو را ندارد لذا ناتو نمیتواند در این جنگ‌مداخله نظامی نماید مگر آنکه شورای امنیت سازمان ملل این اجازه را صادر نماید که با توجه به عضویت دائمی روسیه این موضوع عملا کنار گذاشته میشود. حمایت رژیم جمهوری اسلامی از روسیه در راستای منافع ملی ایران نیست زیرا روسیه در نهایت باید کشور اوکراین را به مردم آن کشور واگذار نماید که در اینصورت بهای حمایت از جنگ پوتین توسط رژیم ایران ستیز بهای سنگینی را بر ایران تحمیل خواهد کرد که همچون گذشته از کیسه ملت ایران باید پرداخت شود و همچنین امنیت ملی ایران را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد. حمایت رژیم جمهوری اسلامی از پوتین در جنگ با اوکراین ممکن است مذاکرات برجام را نیز طولانی تر کرده و چه بسا رژیم مجبور به دادن بهای بیشتری برای رسیدن به توافق از سرمایه های ملی ایران شود. زیرا حکومت همواره نشان داده که منافع ملی ایران برایش در اولویت نمی باشد. ملت ایران که مردمی صلح دوست و همواره مخالف جنگ بوده اند قطعا با سیاست حکومت فاسد جمهوری اسلامی در حمایت از جنگ روسیه بر علیه مردم بی گناه اوکراین مخالف هستند و با ملت اوکراین در زمینه نقض حقوق انسانی شان و تجاوز به سرزمین مادری شان همراه هستند زیرا ملت ایران خود بمدت ۴۳ سال قربانی حکومتی متجاوز و ناقض حقوق بشر می باشند. سخن پایان انکه مردم ایران با تجربه اتفاق افتاده در اوکراین و آنچه در ایران، افغانستان و سوریه بطور روزانه در حال روی دادن است باید متوجه باشند که هیچکدام از کشورهای غرب و شرق به داد فریادهای آزادی خواهانه آنان نخواهند رسید و این تنها ملت ایران هستند که باید به اراده ملی خویش باور کنند ‌و دقیقا مانند مردم اوکراین که با کمترین امکانات در مقابل ارتش مجهز پوتین میجنگند تا سرزمین مادری شان را از حضور سربازان متجاوز روسیه بازپس گیرند، باید به سوی همبستگی ملی گسترده روی بیاورند و با اعتراضات میلیونی در خیابانها و مشت های گره کرده با ایجاد انقلاب ایرانی حقوق خویش را با قدرت فریاد بزنند تا بتواند به میوه شیرین آزادی ایران و براندازی حاکمان فاسد اسلامی دست پیدا کنند، ضمن آنکه درگیری پوتین در اوکراین نیز این فرصت را برای مردم ایران فراهم میکند تا بهتر بتوانند اعتراضات خیابانی را شکل دهند. رسیدن به آزادی با توسل به بیگانگان اندیشه باطلی است و آنچه منجر به پیروزی ملت ها میشود باور به اراده ملی و قدرت مردمی است. Beiranbiandishim.org

یکشنبه ۲۷ فوریه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *