گفته مي شود كه حكومت اسلامي اين روزها براي سركوب و مقابله بيشتر با معترضين از كودكانِ سرباز استفاده مي كند.
 البته کودکان در ایران سال‌هاست که در معرض آسیب‌های روانی خطر بالقوه‌ی جنگ بوده‌اند. آنها همچنین به صورت سیستماتیک به عنوان کودک-سرباز آموزش می‌بینند و بسیج دانش‌آموزی به عنوان شاخه‌ای از نیروی مسلح سپاه از میان دانش‌آموزان عضوگیری می‌کند.
و اين در حالي است كه
به موجب قوانین بین‌المللی و بر اساس پیمان‌نامه‌ی حقوق کودک که ایران از سال 1372خود را موظف به اجرای آن کرده است، ایران وظیفه دارد تا به فعالیت سازمان بسیج دانش‌آموزی پایان دهد، از تبلیغ پدیده‌ی کودک-سرباز در قالب برنامه‌های نوشتاری، گفتاری و تصویری پرهیز کند و از اعزام کودکان به جنگ‌ها و مناقشات منطقه‌ای به شدت خودداری کند. گرچه فعالان حقوق کودک همچنان در تلاشند تا ایران را برای پیوستن به پروتکل الحاقی «منع حضور کودکان در مناقشات مسلحانه» از یک طرف و نهایی کردن قانون حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان از سوی دیگر ترغیب کنند، اما بدون امضای پیمان‌نامه‌ی جدید هم ایران موظف است بخش مهمی از فعالیت‌های خود را در ارتباط با کودک-سربازان متوقف کند چرا که با منافع عالیه کودکان در تضاد جدی است و طبق تعهدات ایران به اجرای مفاد پیمان‌نامه‌ی حقوق کودک، به نقض حقوق آنها منجر می‌شود.

ریشه‌ی اصلی پدیده‌ی کودک-سرباز تنها در نگاه متفاوت حکومت اسلامي در ايران به تعریف جهانی سن کودکی و مفاهیم حقوق بشری در حوزه‌ی مراقبت از کودکان قرار ندارد بل، در تفکر مردسالارانه-پدرسالارانه‌ای است که به صورت جهانی به نقض حقوق کودکان منجر می‌شود. حکومت‌هایی که در ارکان آنها تفکر مردسالاری-پدرسالاری غالب است با سوءاستفاده از آسیب‌پذیری کودکان، بالا بودن سطح احساس و هیجان آنها در دوران نوجوانی، و امکان واداشتن آنها به رفتارهایی که ممکن است بزرگسالان به دلیل توانایی بیشتر در تحلیل منطقی از انجام آن‌ پرهیز کنند، با وارد کردن کودکان به مناقشات مسلحانه حقوق آنها را نقض می‌کنند.
نيره انصاري، حقوق دان، متخصص حقوق بين الملل وكوشنده حقوق بشر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *