اصل مقاله منتشر شده در سال 2017 میلادی در تقویم میترایی-چاپ شده در پاریس

بي شك ويرايش نوين گاهشماري هفت هزارساله ميترايي، دقيق ترين، كاملترين، علمي ترين گاهشماري سازگار با ژرفاي فرهنگ و تمدن إيراني و حتا فراتر از ان فرهنگ و تمدن آریایی-ميترايي یا به بیان دیگر ابر تمدن هند و ایرانی و اروپایی است. استاد سياوش اوستا به پیشنهاد اینجانب ( رضا هازلی) با اصلاح مبدأ گاهشماري زرتشتي- ذبيح بهروزي ، و تطبيق محاسبات روانشاد ذبيح بهروز با ديرينگي و قدمت حوزه تمدني نخستين ايرانيان، شناخته شده به حوزه تمدني ايرانويچ يا حوزه باستان شناسي باكتريا-مارگيانا، و همچنين با حوزه تمدني خوارزم يا حوزه باستان شناسي اندرانوا، گاهشماري را پديد آورد كه از يك سو بسيار دقيق و علمي و بر پايه رصد زرتشت در رصد خانه كنگ دژ سيستان است و از سويي ديگر با نتايج آزمايش هاي راديو كربن و تكنولوژي لومينسنس در تعيين قدمت حوزه هاي تمدني و باستان شناسي نخستين ايرانيان و آرياييان تطبيق دارد.

در سالهاي نخستين سده بيستم در تورفان چين متنهاي بسياري به زبان و خط سغدي به دست آمد كه در ميان اين متنها تقويم هايي كه سغديان به كار ميبردند وجود داشت. استاد ذبيح بهروز با بررسي اين گاهشماريهاي سغدي و تطبيق انها با شواهد موجود در متنهاي پهلوي و برخي ديگر از تاريخ نويسان يوناني و ارمني و إسلامي ، تاريخ دقيق رصد زرتشت در رصدخانه كنگ دژ سيستان را محاسبه كرد. بر پايه محاسبات ذبيح بهروز زرتشت در ٣٧٤٢ سال پيش ( امسال ٢٠١٧ ميلادي ) در رصد خانه كنگ دژ سيستان، اساس گاهشماري را گذاشت كه تا به امروز دقيق ترين گاهشماري جهان است. در دوران إسلامي، خيام رصد نويني بر پايه رصد زرتشت انجام داد و أساس گاهشماري خورشيدي إيراني را با تغيير مبداء ان به مبداء هجري پايه گذاشت. بر پايه شواهد تاريخي و تقويمهاي تورفاني زرتشت اين رصد را در هنگامي كه ٤٣ سال داشت انجام داد و اين بدان معني است كه زرتشت در ٣٧٨٥سال پيش ( امسال ٢٠١٧ ميلادي ) ديده به جهان گشود و از انجايي كه او در سن سي سالگي فلسفه و جهان بيني خود را آورد، پس آغاز فلسفه و جهان بيني او و تمدن زرتشتي به ٣٧٥٥ سال پيش ( امسال ٢٠١٧ ميلادي) مي رسد. از اينروست كه ما امسال در سال ٣٧٥٥ زرتشتي هستيم . استاد ذبيح بهروز جزييات محاسباتش را در كتاب تقويم و تاريخ در ايران با همكاري دكتر محمد مقدم منتشر كرد. كارهاي استاد ذبيح بهروز را رياضيدان ديگر إيراني به نام استاد احمد بيرشك ادامه داد و دو كتاب ارزشمند گاهشماري سه هزارساله و گاهشماري إيراني براي ٥٤٢١ سال از شاهكارهاي اين رياضي دان و تقويم نگار برجسته است كه بر پايه محاسبات دقيق روانشاد ذبيح بهروز است .اما تمدن و شهريگري و فرهنگ إيراني و آريايي هزاران سال پيش از زرتشت نيز وجود داشته است و شواهد آشكار ان در حوزه هاي باستان شناسي خراسان بزرگ از جمله حوزه هاي باستان شناسي باكتريا- مرگيانا و حوزه باستان شناسي خوارزم يا آندرونوا وجود داشته است. از سويي ديگر تمدن بزرگ آريايي -آيراني تمدني در اصل ميترايي بوده است و هزاران سال پيش از زرتشت اين فرهنگ و تمدن ميترايي-مهري-زرواني موجود بوده است. كاوشهاي باستانشناسي و كشفيات شگفت انگيز باستان شناس روس يوناني تبار، پروفسور دكتر ويكتور ايوانويچ سريانيدي در حوزه تمدني خراسان بزرگ آشكار كرده است كه در اين حوزه تمدني كه از هشت هزار سال پيش اغاز شده و در چهار هزار سال پيش به أوج خود مي رسد، آتشكده هاي ميترايي و تنديس هاي آناهيتا و نمادهاي ميترايي به دست آمده است. در حوزه باستان شناسي خراسان بزرگ كه شامل همه دوره هاي باستان شناسي از جمله عصر سنگ، عصر برنز و عصر آهن است نمادهاي ميترايي- مهري و زرواني فراوان است. بنابراين ژرفاي تمدن إيراني-آريايي بسيار بيشتر از انديشه هاي زرتشت است . البته در اينجا لازم به ذكر است كه تاريخ نويسان يوناني و اسلامي زمان زرتشت را تا هشت تا ده هزار سال پيش نيز عقب برده اند براي نمونه أرسطو و پلوتارك تاريخ زرتشت را شش هزارسال پيش از افلاطون يا گاهي پنج هزار سال پيش از جنگهاي تروا دانسته اند. اينها نشان از ان دارد كه احتمالا زرتشت هاي ديگري نيز به جز نويسنده گاتها يا زرتشت اخر كه مبداء محاسبه ذبيح بهروز است وجود داشته اند همانگونه كه بوداها هم چند تن بوده اند هرچند این حدس از نظر علمی تا کنون ثابت نشده است. اما به هر روي از انجايي كه شواهد بيشتر درباره زرتشت اخر موجود است ما اصل محاسبه و رصد را بر ان قرار مي دهيم. به هر روي استاد سياوش اوستا با پذیرش پیشنهاد نویسنده این مقاله و تيزبيني ويژه خود با استفاده از محاسبات ذبيح بهروز و تطبيق انها با حوزه هاي باستان شناسي خراسان بزرگ و افزودن چهار هزارسال قدمتي كه مطابق ازمايشهاي كربن ١٤ و تكنولوژي زمانسنجي لومينسنس است(٤٠٠٠+٣٧٥٥)، أساس گاهشماري را گذاشت كه امسال در سال ٧٧٥٥ ( ٢٠١٧ ميلادي) ان به سر مي بريم و نخستین تقویم آنرا در پاریس چاپ کرد. اين گاهشماري كه از سويي بسيار دقيق و علمي است و عمق و ژرفاي تمدن إيراني -آريايي – ميترايي را بر پايه حوزه هاي باستان شناسي و محاسبات نجومي نشان ميدهد، از سوي ديگر غير سياسي است و به اين يا ان سيستم سياسي يا شخص خاصي وابسته نيست جز به قدمت فرهنگ جاويدان ايران باستان. از اينرو اين گاهشماري مي تواند و بايد اساس گاهشماريهاي إيراني قرار بگيرد و سبب اتحاد همه مردمان و كشورها و ملت هاي تمدن إيراني از تاجيكستان و افغانستان گرفته تا ايران و كردستان اشغالی ( در ترکیه، عراق و سوریه) و استيا و الانيا شود. به امید آنروز، ایدون باد ایدون ترگ باد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.